السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

91

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

قرآن ساخته و پرداختهء فكر بشر نبوده ، بر پايهء دروغ و افترا بنيان نشده است . پاك و عارى بودن قرآن از اختلاف و تناقض مطلبى نيست كه به دليل و برهان نيازمند باشد بلكه حقيقت روشنى است كه حتى عرب آن روز نيز اين حقيقت را كاملا درك نموده است و فصحا ، بلغا و سخن‌دانان آن زمان هم بر آن اذعان داشتند . گفتار وليد بن مغيره گواه زندهء آن است ؛ آنجا كه ابو جهل خواست كه وى نظر خود را دربارهء قرآن ابراز نمايد ، چنين گفت : من دربارهء قرآن چه بگويم ؟ به خدا سوگند در ميان شما كسى نيست كه به اندازهء من با اشعار و قصايد عرب آشنا باشد ، در شناخت رموز فصاحت و بلاغت و فنون شعر و رجز كسى به پاى من نمىرسد ، من به هر گونه شعر ، حتى به اشعار جنيان نيز آگاهم ولى به خدا سوگند ! اين كه محمد مىگويد به هيچ‌يك از اين‌ها كه گفتم شباهت ندارد ، آرى به خدا قسم ! گفتار محمد داراى حلاوت خاصى است كه هر سخن بليغ و شيرينى را درهم مىشكند و بر تمام گفتارها برترى دارد و برتر از آن سخنى متصور نيست . ابو جهل گفت : به خدا سوگند ! اقوام و عشيره تو ، از تو راضى نخواهند گرديد مگر بر ضد آن چيزى بگويى . وليد گفت : پس صبر كن تا در اين باره فكر كنم ، پس از فكر و تأمل زياد چنين گفت : قرآن سحرى است كه محمد آن را از ساحران گرفته است . « 1 » و بنا بر بعضى نقل‌ها وليد چنين گفت : به خدا سوگند ! از محمد سخنى شنيدم كه نه انس را چنين سخنى است و نه جن را . كلام او داراى حلاوت و شيرينى فوق‌العاده‌اى است . سخن تازه ، ريشه‌دار ، پرثمر و بىسابقه‌اى است برجسته‌ترين سخن است كه برجسته‌تر از آن سخنى نيست و بشر از گفتن آن عاجز و زبون است . و إنّ له لحلاوة و إنّ عليه لطلاوة و إنّ أعلاه لمثمر و إنّ أسفله لمغدق و إنّه ليعلو و لا يعلى عليه و ما يقول هذا بشر « 2 » ( 1 ) - اگر شما كتب عهدين را كه آسمانى قلمداد مىشود ، كاملا بررسى نماييد ، اين حقيقت برايتان روشن‌تر خواهد شد و حق و باطل خود را نمايان‌تر خواهد ساخت . اينك قسمتى از تناقضات

--> ( 1 ) تفسير طبرى ، 29 / 98 . ( 2 ) تفسير قرطبى ، 19 / 72 .